57

***************

joke
امروز چاشت گشنه شده بودم زنگ زدم رادیو آهنگ فرمایشی نفرک گفت چی دوست داری بشنویی گفتم آذان مغرب نمیفهمم چرا قطع کرد باز میگه رادیوی دلها 🤣🤣🤣
52

😂چیستان

joke
مرد چیست؟؟😔 موجود بد شانسی که وقت تولدش میگن: حال مادرش چطور اس؟؟😐 وقت عروسیش میگن : چه عروس مقبولی!!😳 وقت مرگش میگن: بیچاره زن و طفلش!! ولی بعد از مرگش هر خطایی از بچه هایش سر بزند میگن: در روح پدرش با این بچه تربیت کردنش!!!!!😐😂
49

***************

joke
زن از شوهرش میپرسه تو زن مقبول دوست داری یا زن عاقل ؟! شوهرش میگه : هیچکدام عزیزم مه فقط تره دوست دارم 😑😕😂 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 ●
145

***************

joke
تنها دفه ای که یکی برم علاقه نشان داد همسایه ما بود که گفت : 😊☺️☺️ بسیار علاقه دارم بفهمم تو از خود کار و زندگی نداری ؟!😕 😂😂😂😂😂😂😂😂
254

***************

joke
از خدا میترسم وگر نه بوت ملای مسجد برابر پایم است 🤣🤣🤣
88

***************

joke
شمتلو سی سال قبل ازدواج کرده بود و از زندگیش خیلی خوشحال و از همسرش خیلی خیلی راضی بود روزی از روزها سگی زنش را دندان گرفت و براثر دندان گرفتگی زنش مریض شد و بعداز مدتی فوت کرد شمتلو خیلی مغموم ودلشکسته شد و هیچوقت از منزلش خارج نمیشد و کلا در انزوا فرو رفت بچه های شمتلو به پدر پیرشان پیشنهاد ازدواج مجدد دادند اما پیرمرد قبول نکرد و به عشق اولش پایبند بود ازطرف بچه ها اصرار و از طرف شمتلو انکار بعدازمدتی اصرار فرزندان نتیجه دادو پیرمرد قبول کرد که ازدواج کند بچه ها هم گشتند و یک دختر بیست ساله و قشنگ برای پدرشان انتخاب کردند جشن مفصلی هم گرفتند و عروس خانم را به خانه پیرمرد قصه ما بردند عروس خانم از،همه لحاظ خیلی به شمتلو میرسید وتلاش میکرد پیرمرد راخوشحال کند چند روز که گذشت پیرمرد خوشحال وسرمست از ازدواجش بچه هایش را صدا زد وگفت به شکرانه ازدواجش پنج گوسفند را قربانی کنند و دو گوسفند رابین فقرا .. یک گوسفند رابین خواهر وبرادراش ویک گوسفند رابرای شام خودش وهمسرجوانش بیاورند بچه ها گفتند پدرجان گوسفند پنجم را چیکار کنیم شمتلو گفت گوسفند پنجم را برای سگی که مادرتان را دندان گرفته ببرید خدا خیرش بدهد انگار او مصلحت
183

***************

joke
ده ای زمانه پسر 10 ساله آروزیش مرگ است ، تحقیق کنی شکست عشقی خورده 💔💔 مه که 10 ساله بودم هر شب فکر میکردم که امی آدم چطور ده تلویزیون جای میشه؟؟؟
127

***************

joke
بنده خدا دیدن آثار باستانی میره و بسیار مانده میشه سر یک چوکی میشینه.... شخص موظف میگه آقا بخیز بخیز........ بنده خدا : چرا شخص موظف : ای چوکی از احمد شاه بابا است بنده خدا: خو خیر است وقتی که آمد میخیزم.
21

پیری

joke
شخصی در راه روان بود ، از جویی که سر راهش آمد خیز زد و درین هنگام بادش خطا خورد، آهی کشید و با صدای بلندگفت: لعنت بر پیری !! بعد چهار طرفش را نظر انداخت دید هیچکس نیست ، گفت : والله اگه ده جوانی هم چندان چیزی بوده باشم .
171

***************

joke
معلم:قلیون میکشی؟ شبنم :بله معلم: روزی چند بار؟ شبنم: ۳بار معلم: پول هر قلیون چقدر اس؟ شبنم: ۴۰۰۰ هزار معلم: چند سال ‌قلیون میکشی؟ شبنم:،پانزده سال معلم: بنابر این اگه قلیون نمیکشیدی حالا ۱۱۳۴۰۰۰۰۰ هزار پول داشتی و میتونستی یک موتر بخری شبنم: تو قلیون میکشی؟ معلم:نی شبنم: حالی موتر داری؟؟ معلم : نخیر شبنم: پس گوه نخور😐😂😂