54

***************

joke
شاگرد: اول نمره میشه خانه میایه با مادر خود چی جم و بس داره👇🏼👇🏼😂😂 شاگرد: مادر جان دوم نمره شدیم مادر: خاک د سرت بچه تنبل دیگرا چهل نمره میشه تو دوم نمره شدی امینجا بود که مه گفتم خاکسار تان استم شاه بروت 🤣🤣🤣
26

فکاهی

joke
میگن در یکی از روز ها شخص شخصی را نزد قاضی بردند که این شخص از اسلام هیچ چیز نمیداند .قاضی از ینکه مطمین شود که راست یا دروغ، گفت که من ازشخص چند سوال دارم که ایا میداند یا نه .قاضی از شخص سوال کرد که بگو در غسل چند چیز فرض است او جواب داد سه چیز. قاضی گفت او برادر این که میداند شما چرا ادعای ناحق دارید .قاضی ادامه که کدام چیزهااست مرد گفت : صابون /کیسه/جان پاک
153

***************

joke
خدایا حال میکنی چی آفریدی پراید شد ۹۰ میلیون، کرونا امد، زلزله امد، سیل امد، تحریم میشیم، دالر همین قسم میره بالا،، ولی ما افغانی ها هنوز زنده‌ایم! فتبارک الله احسن الخالقین فتبارک الله پاشو یه اسپند دود کن بخاطر خودت😂 ‌
113

***************

joke
خدا حافظی افغانها 😐 1. بعد از مهمانی از جایشان بلند میشن و میگن خوب زحمت دادیم تکلیفهاره ببخشین ما رفتیم خدا حافظ 😐 2. در قدم دوم از همه پیشتر خدا حافظ 3. پیش دروازه بعد از یک ساعت قصه اضافی که درخانه فراموش کرده بودن خدا حافظ دیگه ما رفتیم 4. داخل حویلی با صدای بلند طرفهای ماهم تشریف بیارین خدا حافظ.................... 5. پیش دروازه حویلی ( ساعت 1 یا نصف شب ) بریم ناوقت شب است همسایه ها بیدار میشن خدا حافظ خدا حافظ ................... 6. پیش دروازه موتر خدا حافظ 7. موتر در حال تیتیتتت تیتیت یعنی خدا حافظ😂 فردا صبح هم مادرش زنگ میزنه به خانم میزبان میگه ببخشی دیشب زیاد به عجله رفتیم هیچ به یاد ندارم درست خدا حافظی کردیم یا نی 😐😐😐🥵🥵🥵😂😂
89

***************

joke
شمتلو سی سال قبل ازدواج کرده بود و از زندگیش خیلی خوشحال و از همسرش خیلی خیلی راضی بود روزی از روزها سگی زنش را دندان گرفت و براثر دندان گرفتگی زنش مریض شد و بعداز مدتی فوت کرد شمتلو خیلی مغموم ودلشکسته شد و هیچوقت از منزلش خارج نمیشد و کلا در انزوا فرو رفت بچه های شمتلو به پدر پیرشان پیشنهاد ازدواج مجدد دادند اما پیرمرد قبول نکرد و به عشق اولش پایبند بود ازطرف بچه ها اصرار و از طرف شمتلو انکار بعدازمدتی اصرار فرزندان نتیجه دادو پیرمرد قبول کرد که ازدواج کند بچه ها هم گشتند و یک دختر بیست ساله و قشنگ برای پدرشان انتخاب کردند جشن مفصلی هم گرفتند و عروس خانم را به خانه پیرمرد قصه ما بردند عروس خانم از،همه لحاظ خیلی به شمتلو میرسید وتلاش میکرد پیرمرد راخوشحال کند چند روز که گذشت پیرمرد خوشحال وسرمست از ازدواجش بچه هایش را صدا زد وگفت به شکرانه ازدواجش پنج گوسفند را قربانی کنند و دو گوسفند رابین فقرا .. یک گوسفند رابین خواهر وبرادراش ویک گوسفند رابرای شام خودش وهمسرجوانش بیاورند بچه ها گفتند پدرجان گوسفند پنجم را چیکار کنیم شمتلو گفت گوسفند پنجم را برای سگی که مادرتان را دندان گرفته ببرید خدا خیرش بدهد انگار او مصلحت من را بهتر از خودم میدانست•••🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
37

فکاهی خنده دار

joke
وقتی پدر پارچۀ امتحان پسرش را دید و ملاحظه کرد که بین 42 شاگرد نفر چهل و یکم شده. دستایش را بطرف آسمان بلند کرد و گفت: خدایا شکر که فرد کودن تری از پسر من هم درین دنیا وجود دارد.
209

***************

joke
زن : جانم امروز د پیش مارکیت یک چند تا لندغر یک دخترک آزار میدادن ، مام خوب سیلی کاری کده بیاب شان کدم . شوهر : صد دفعه برت گفتم د هر کار غرض نگی ! اولاد کافر توره چیزی نگفتن آمدن ایزار مره کشیدن 😅😅😅
242

***************

joke
هر دختری که نیت مره فعال کرد نفریش میشم فرصت نامحمدود است حال سی کو یکی میه میگه مه فعال میکنم نفریم شو 🤣🤣🤣
81

***************

joke
امروز رفته بودیم سودا خریدن دوکاندار گفت جوالی کار اس ؟! بیادرم طرف مه دید گفت نی ضرور نیس خود ما آوردیم 😑💔
32

فکاهی

joke
قاضی: چرا پول این شخص را نمی دهی؟ متهم: بخدا یک سال است که به او التماس می کنم که یک هفته مهلت بده، نمی دهد.