160

******************

joke
عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم یا گناهیست که اول من مسکین کردم تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری غم دل با تو نگویم که ندانی دردم‌ ای که پندم دهی از عشق و ملامت گوییتو نبودی که من این جام محبت خوردم تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم و گر این عهد به پایان نبرم نامردم من که روی از همه عالم به وصالت کردم شرط انصاف نباشد که بمانی فردم راست خواهی تو مرا شیفته می‌گردانی گرد عالم به چنین روز نه من می‌گردم خاک نعلین تو‌ای دوست نمی‌یارم شد تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم روز دیوان جزا دست من و دامن تو تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم سعدی
171

******************

joke
نگارینا دل و جانم ته داری همه پیدا و پنهانم ته داری‌ نمی‌دونم که این درد از که دارم همی دونم که درمانم ته داری باباطاهر
116

******************

joke
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت
65

******************

joke
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت چون آب به جویبار و چون باد به دشت هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت روزی که نیامده‌ ست و روزی که گذشت
58

******************

joke
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت
216

******************

joke
هنوز هم نمی توانم باور کنم که واقعا اتفاق افتاده باشد ما همدیگر را ملاقات کردیم و ناگهان تو بخش خاص و مهم زندگی ام شدی عزیزم عشق تو باعث شادی هر روز من است. دوستت دارم
91

******************

joke
باز امشب غزلی كنج دلم زندانی است آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است هيچ كسی تلخی لبخند مرا درک نكرد های های دل ديوانه ی من پنهانی است
151

******************

joke
روزی که برای اولین بار تو را خواهم بوسید یادت باشد کار ناتمامی نداشته باشی یادت باشد حرف‌های آخرت را به خودت و همه گفته باشی فکر برگشتن به روزهای قبل از بوسیدنم را از سرت بیرون کن تو در جاده‌ای بی‌بازگشت قدم می‌گذاری که شباهتی به خیابان‌های شهر ندارد با تردید بی‌تردید کم می‌آوری.. دکتر افشین یداللهی
72

******************

joke
آنها که کهن شدند و اینها که نوند هر کس بمراد خویش یک تک بدوند این کهنه جهان بکس نماند باقی رفتند و رویم دیگر آیند و روند
149

******************

joke
❤️شاملو نیستم تا آنچنان ڪه او مے توانست دوست داشتنم را ڪه در فراسوے مرزهاے تنت از تو وعده ے دیدارے مے خواست به بند شعر بڪشم قبانے نیستم تا با شعرهایم معناے دوست داشتن را تغییر دهم و عذر تمامے عاشقانه هایے ڪه در انتظارم هستند را بخواهم تا به دنبال شعرِ تو بگردم من فقط شاعرڪے هستم ڪه اگر غربالے در دست بگیرے از تمامے پرت و پلاهایم جز یڪ جمله به چیزے نمے رسے تا با آن چشم در شعر چشمهایت بدوزم و بگویم دوستت دارم