31

******************

joke
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم به دریا بنگرم دریا ته وینم به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان روی زیبای ته وینم بابا طاهر
74

******************

joke
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود نی نام زما و نی‌نشان خواهد بود زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
141

******************

joke
لابد دوستت دارم هنوز که هنوز لاکِ پوست پیازی می زنم و هر روز ساعتها به ناخن هایم خیره می شوم و گریه می کنم لابد دوستت دارم هنوز که هنوز رژِ بیست و چهار ساعته می خرم و فروشنده بِرَندِ مقاوم تری پیشنهاد می دهد و گریه می کنم لابد دوستت دارم هنوز که هنوز…. فکر می کنم از هزار و صد نسخه ی این شعر یک نسخه را تو به خانه می بری و تو تنها تو می فهمی چند جای این شعر،خط خورده است.
114

******************

joke
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و می بیار کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست او را به چشم پاک توان دید چون هلال هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست فرصت شمر طریقه رندی که این نشان چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
52

******************

joke
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من خاک من گل شود و گل شکفد از گل من تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من مولانا
167

******************

joke
من بی‌بهانه و هوسی عاشقت شدم با هر تپیدن و نفسی عاشقت شدم چتری شدی! همیشه به دنبال سایه‌ام در سر نمانده یاد کسی عاشقت شدم وقتی خدا رقم زده تصویر تازه‌ات با یاد کهنه عکس کسی عاشقت شدم درگیر با تو شد همه ذرات هستی‌ام یک شهر شاهدند بسی عاشقت شدم دیدم تو را که بال کشیدی به آسمان از پشت میله قفسی عاشقت شدم حالا من و خیال تو هر شب نشسته‌ایم چشم انتظار تا برسی عاشقت شدم پگاه عامری
57

******************

joke
می نوش که عمر جاودانی اینست خود حاصلت از دور جوانی اینست هنگام گل و باده و یاران سرمست خوش باش دمی که زندگانی اینست
76

******************

joke
بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد وز خوردن آدمی زمین سیر نشد مغرور بدانی که نخورده‌ ست ترا تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد
192

******************

joke
نه چتر با خود داشت نه روزنامه نه چمدان عاشق‌اش شدم… از کجا باید می‌دانستم مسافر است؟! مژگان عباسلو
201

******************

joke
در این هستی غم انگیز وقتی حتی روشن كردن یک چراغ ساده «دوستت دارم» كام زندگی را تلخ می‌كند وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی‌ات زندگی را تا مرزهای دوزخ می‌لغزاند دیگر نازنین من چه جای اندوه؟ چه جای اگر؟ چه جای كاش؟ و من… این حرف آخر نیست! به ارتفاع ابدیت دوستت دارم حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه از لذت گفتنش امتناع كنم مصطفی مستور