57

******************

joke
می نوش که عمر جاودانی اینست خود حاصلت از دور جوانی اینست هنگام گل و باده و یاران سرمست خوش باش دمی که زندگانی اینست
146

******************

joke
چند سال دیگر ‎دلت میلرزد ‎برای منی که دیگر تو را در گوشه ترین جای قلبم ‎هر شب میبوسم تا کنار بگذارمت ‎دلت تنگ میشود ‎برای منی که حرفهایت را از لبهایت نه ‎از چشمهایت می خواندم ‎دلت تنگ میشود ‎برای لعنتی ترین دختری که ‎دیوانه وار قلمش را به رقص موهای تو وا میداشت ‎به خداوندی خدا سوگند ‎دلت برای همه ی دیوانه بازی هایم تنگ میشود ‎برای صدایم ‎برای آغوشم ‎برای نگاهم ‎حتی برای گریه هایم ‎قسم ‎قسم به همه ی سیب هایی که در خیالم برایم چیدی ‎دلت تنگ میشود ‎آن روز ‎رو به روی آیینه بایست ‎و ایستاده برای غرورت کف بزن
76

******************

joke
بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد وز خوردن آدمی زمین سیر نشد مغرور بدانی که نخورده‌ ست ترا تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد
97

******************

joke
تا در ره عشق آشنای تو شدم با صد غم و درد مبتلای تو شدم لیلی‌وش من به حال زارم بنگر مجنون زمانه از برای تو شدم
60

******************

joke
امروز ترا دسترس فردا نیست و اندیشه فردات به جز سودا نیست ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست کاین باقی عمر را بها پیدا نیست
34

******************

joke
تو تمنای من و یار منو ای جان منی پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی تو خودت روح و روانی تو آرامش جانی پس بمان تا که نمانم به تماشای کسی مولانا
49

******************

joke
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود حافظ
130

******************

joke
ممکن ز تو چون نیست که بر دارم دل آن به که به سودای تو بسپارم دل گر من به غم تو نسپارم دل دل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل
105

******************

joke
عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت بختیار اوست برما که تو را یار گرفت من اسیر خود واز عشق جهانی بی‌خود من درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت سیف فرغانی
202

******************

joke
خوشا آن دل! که دلدارش تو گردی خوشا جانی! که جانانش تو باشی عراقی