18

******************

joke
بی روی تو خورشید جهان‌ سوز مباد هم بی تو چراغ عالم افروز مباد با وصل تو کس چو من بد آموز مباد روزی که ترا نبینم آن روز مباد رباعیات عاشقانه رودکی
22

******************

joke
خوشتر از دوران عشق ایام نیست بامداد عاشقان را شام نیست
75

******************

joke
این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد
217

******************

joke
سخته وقتےدلت گرفته بیخودے به گوشےزل بزنے درحالیڪه میدونےهیچڪس تو هیچ جاے دنیا حواسش به تو نیست حتےتومجازیش…
122

******************

joke
به جان جوشم که جویای تو باشم خسی بر موج دریای تو باشم تمام آرزوهای منی، کاش یکی از آرزوهای تو باشم محمدرضا شفیعی کدکنی
61

******************

joke
ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاکت بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
40

******************

joke
هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد تو خفته به استراحت و بی تو مرا تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد هاتف اصفهانی
90

******************

joke
تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی من آن سکوت شکسته در آسمان توام و تو درآمد دنیا و آفتاب منی چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن ها تویی که نقطه ی پایان اضطراب منی برای زندگی ی بی جواب و تکراری به موقع آمدی و بهترین جواب منی روان در اوج خیالم چو رود می مانی همیشه جاری و مانا در عمق خواب منی نفس پس از گذرت از حساب می افتد و تو دلیل نفس های بی حساب منی رها مکن غزلم را همیشه با من باش که ختم خاطره انگیزه شعر ناب منی
218

******************

joke
در غم عشق نبودیّ و محبت کردی این هم از لطف شما بودو نمیدانستیم من نکردم گله از عهد و وفاداری تو عهد ما عهد جفا بودو نمیدانستیم رنج بی عشقی و تنهایی و بی مهری یار همه ی تقدیر خدا بودو نمیدانستیم . . .
146

******************

joke
چند سال دیگر ‎دلت میلرزد ‎برای منی که دیگر تو را در گوشه ترین جای قلبم ‎هر شب میبوسم تا کنار بگذارمت ‎دلت تنگ میشود ‎برای منی که حرفهایت را از لبهایت نه ‎از چشمهایت می خواندم ‎دلت تنگ میشود ‎برای لعنتی ترین دختری که ‎دیوانه وار قلمش را به رقص موهای تو وا میداشت ‎به خداوندی خدا سوگند ‎دلت برای همه ی دیوانه بازی هایم تنگ میشود ‎برای صدایم ‎برای آغوشم ‎برای نگاهم ‎حتی برای گریه هایم ‎قسم ‎قسم به همه ی سیب هایی که در خیالم برایم چیدی ‎دلت تنگ میشود ‎آن روز ‎رو به روی آیینه بایست ‎و ایستاده برای غرورت کف بزن