101

******************

joke
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل این غم، که مراست کوه قافست، نه غم این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل رودکی
42

******************

joke
عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت بختیار اوست بر ما که تو را یار گرفت سیف فرغانی
27

******************

joke
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم با عقل آب عشق به یک جو نمی رود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم شهریار
95

******************

joke
دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید
15

******************

joke
سردم شده است و از درون می سوزم حالا شده کار هر شب و هر روزم تو شعر مرا بپوش سرما نخوری من دکمه ی این قافیه را می دوزم
212

******************

joke
ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست هم پیش یار گفته شود ماجرای یار سعدی
211

******************

joke
دل بیمار را در عشق آن بت شفا از نعره‌های عاشقانه است عطار
41

******************

joke
نیستم با درد عشقت لحظه‌ای خالی از غم ها و از تیمارها بر امید روی چون گلبرگ تو می نهم جان را و دل را خارها سنایی غزنوی
178

******************

joke
یک شب برایش تا سحر «گلپونه‌ها» خواندم تنها به لبخندی مرا دیوانه می‌دانست فردای آن شب رفت فهمیدم که معنای «من مانده‌ام تنهای تنها» را نمی‌دانست بهروز آورزمان
102

******************

joke
جهان بی عشق سامانی ندارد فلک بی میل دورانی ندارد نه مردم شد کسی کز عشق پاکست که مردم عشق و باقی آب و خاکست چراغ جمله عالم عقل و دینست تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست امیرخسرو دهلوی