132

******************

joke
منم تنها ترین تنهای تنها و تو زیبا ترین زیبای دنیا منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرحم زخم شقایق نگاهت را پرستم ای نگارم فدای تار مویت هرچه دارم
116

******************

joke
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت
76

******************

joke
بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد وز خوردن آدمی زمین سیر نشد مغرور بدانی که نخورده‌ ست ترا تعجیل مکن هم بخورد دیر نشد
144

******************

joke
❤️آغوش تو فرودگاه ابرهاست بغل ڪه بگیرے تن ویتنامے من را هیروشیمایے سبز با یورش خلبان هاے جنگے چشمهاے تو اتفاق مے افتد من درجمهورے بازوانت راے به خواب ابدے مے دهم
123

******************

joke
زمانی که برای اولین بار دیدمت از دور همانند فرشته بودی وقتی نزدیک تر شدم قلبم بیشتر و بیشتر به تپش افتاد همان لحظه بود که فهمیدم بقیه عمرم را عاشق تو خواهم بود با لمس دستان تو همه زندگی ام دگرگون شد و اکنون، برای همیشه می خواهم کنارت باشم.
137

******************

joke
دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودم این عمرکه بی حوصله ناچارِتوبودم تونازترین حادثه در زندگی من من شاخ ترین عاشق بی عارِتوبودم تاآخرِ بی حوصلگی شعرنوشتم هرشب که توخوابیدی وبیدارِتوبودم هرثانیه آتش زده ام پیرهنم را من ریزَعلیِ سخت فداکارِتوبودم هرفتنه که کردی تو، مراحصرنمودند من موسویِ خسته زِ افکارِتوبودم بارایت یک فاجعه رفتی و دریغا یک عمر غریبانه گرفتارِتوبودم توشاه ترین پهلویِ حادثه بودی من فاطمیِ خسته زِ دربارِ توبودم ای کاش فراموش شود بینِ من وتو آن فاصله ای را که بدهکارِتوبودم
138

******************

joke
❤️عشق چیز عجیبے ست وقتے از من دیڪتاتورے مے سازد ، زود رنج ڪه تنها تو را انحصارے مے خواهد از تو نازڪ دلے ڪه اشڪ مرا تاب نمے آورد … عشق چیز عجیبے نیست شاید اما من و تو عجیب … عاشق شده ایم ! ❤️❤️❤️
84

******************

joke
برخیز و مخور غم جهان گذران بنشین و دمی به شادمانی گذران در طبع جهان اگر وفایی بودی نوبت بتو خود نیامدی از دگران
212

******************

joke
ما را ز درد عشق تو با کس حدیث نیست هم پیش یار گفته شود ماجرای یار سعدی
173

******************

joke
دیدار به دل فروخت، نفروخت گران بوسه به روان فروشد و هست ارزان آری، که چو آن ماه بود بازرگان دیدار به دل فروشد و بوسه به جان رودکی